X
تبلیغات
جامعة القرآن/کرج ::

مذهبے،علمے،فرهنگے

تبلیغات
 
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 93/01/29
 

.... فاطمه


شنیده می شود از آسمان صدایی که...

کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که...

نوشت نام تورا، نام آشنایی که ـ

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد

و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد

دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است

غزل قصیده ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد

ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد

درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت

برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت

چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست

و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست

و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه ها کشیده تورا

گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تورا

که گِرد چادر تو آسمان طواف کند

و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند

که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی ات را مرور باید کرد

مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود

و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود

درون خانه ی تو نان فقر آجر بود

شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است

حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی

علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!

به نان خشک علی ساختی، به نان علی

از آسمان نگاهت ستاره می خواهم

اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم-

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم

کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم

شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم

و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادری کن و این بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم

هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم

کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست

 

سید حمید رضا برقعی



یا صاحب الزمان
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 93/01/24

[تصویر: www.roozgozar.com-2089.gif]
در آسمان غزل شاعرانه بال زدم
به شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم

در انزوای خودم با تو عالمی دارم
به لطف قول وغزل،قید قیل وقال زدم

کتاب حافظم از دست من کلافه شده است
چقدر آمدنت را ... چقدر فال زدم

غرور کاذب مهتاب ناگریز شکست
همان شبی که برایش تو را مثال زدم

غزال من،غزلم محو خط وخال تو شد
چه شاعرانه بدون خطا به خال زدم !

به قدر یک مژه بر هم زدن ،تو را دیدم
تمام حرف دلم را در این مجال زدم



گلایه ها و شکواییه های قرآن از ما
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 93/01/24

آتش زدن قرآن در اولین چهارشنبه سوری سال


من از آنان گله دارم هزاران، صد هزاران گله دارم ! مردم عامی! با قلب رئوف و روح آدمی، نیاز آرزوشان را در الفاظ نشان گیرند، بدون آنکه در اعماق فرمانم پیامی از خدا گیرند و پای در راه بگذارند.

یکی خواند مرا گنگ و غلط، با چهچه‌ای‌گویی که آهنگ غنا هستم! یکی بندد مرا بر بازویش، بی فهم و بی درک و تأمل، برای آنکه خیرالحافظین هستم! یکی بر گردنش، گوئی صلیبی از طلا هستم! یکی نالد مرا در بزم غم، گوئی که شعر مرده‌ها هستم! یکی هم بهر حفظ مال و جانش غافل از یاد خدایش، ببندد یک قطعه‌ام را بر خودش، بر خانه‌اش بر جان و مال و بچه‌اش تا از بلا و درد و آتش در امان باشد.

من از آنان گله دارم! در آن دم که عزیزی از وطن عزم سفر دارد، مادری یا خواهری یا همسری در بدرقه از من پلی بالا سرش بندد تا که از زیر آن اول قدم را پیش بگذارد و دایم از خطرها در امان باشد.

به دیوار مناره بر فراز گنبد و باره به گرداگرد تکیه، مقبره، مدفن و قندیل مسجدها با خط تزیینی و سر درهم معماوار و ناخوانا، مرا با صنعت تذهیب عرضه می‌دارند برای نذر دنیا و ثواب آخرت، از باء تا سین خواندنم را با شتابی ختم می‌گیرند.

من از آنان گله دارم! تنها ذکر الفاظم، تهی از معنی، چون وردی مقدس، بی تفهم، بی تعقل بی تأمل، بی تفکر! تنها برای رفع حاجت یا ثواب آن نثار رفتگان و بس! فلانی در تمام زندگانی ندارد با من هیچ آشنایی ولی هنگام تردید و بلاتکلیفی‌اش در انتخاب مسکن و یاری و آغاز هر کاری، به دامانم زند دست و گشاید لای اوراقم که یابد راه خود را خوب یا بد یا میانه که بعد از آن تمام عذر و تقصیر و گناهش را به پای من بیندازد!

من از آنان گله دارم برای یمن هر مسکن مرا با آب و آیینه به آنجا می‌برند که شاید مبارک گردد آن خانه اگرچه هر خلاف و هر گناه و هر تباهی و هلاکت‌ها در آن باشد! کنار هفت‌سین سفره‌شان در صف سیر و سماق و سرکه و سنجد! به همراه صداق زن به پیش چشم داماد سیه‌پوش و عروس نقره‌ای دامن! کنار هزاران معصیت در پیش نامحرم به دنبال طبل و نی و آواز و رقص و پایکوبی‌شان!من حاضرم اما برای چه؟من از آنان گله دارم! صد هزاران گله دارم.

 

 



:: موضوعات مرتبط: مذهبی
چهل حدیث از سخنان حكمت آميز رسول خدا (ص)
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 92/10/08

1ـ فضيلت دانش طلبى.

مـن سلك طريقا يطلب فيه علما سلك الله به طريقا الـى الجنه ... و فضل العالـم علـى العابـد كفضل القمـر علـى سـائر النجـوم اليله البـدر.
(1) هركه راهى رود كه در آن دانشـى جـويد , خداوند او را به راهى كه به سـوى بهشت است ببرد , و برترى عالـم بر عابـد ماننـد برتـرى ماه در شب چهارده بـر ديگـرستارگان است .
ستارگان است .

2ـ دين يابى ايرانيان.لو كان الديـن عند الثريا لذهب به رجل من فارس ـ او قال ـ مـن ابناء فارس حتى يتناوله ,(2) اگـر دين به ستاره ثـريا رسـد , هـر آينه مـردى از سـرزمين پارس ـ يا ايـن كه فـرمـوده از فـرزنـدان فـارس ـ به آن دست خـواهنـد يـازيــد.

3ـ ايمان خواهى ايرانيان.اذا نزلت عليه (ص ) سـوره الجمعه فلما قرا: و آخريـن منهم لما يلحقوا بـهم .
(3) قال رجل مـن هولاء يا رسول الله ؟ فلم يراجعه النبى (ص ) حتى سئله مره او مرتين او ثلاثا.
قال و فينا سلمان الفارسـى قال فـوصع النبـى يده على سلمان ثـم قال : لـو كـان الايمـان عنـد الثـريـا لنـا له رجـال مـن هـولاء.
(4) وقتـى كه سـوره جمعه بر پيامبـر اكرم (ص ) نازل گرديـد و آن حضرت آيه و آخريـن منهم لمايلحقـوا بهم را خـوانـد.
مردى گفت : اى پيامبـر خـدا مراد ايـن آيه چه كسانـى است ؟ رسـول خدا به او چيزى نگفت تا ايـن كه آن شخص يك بار ,دوبار , يا سه بار سوال كرد.
راوى ميگـويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبراكرم (ص ) دستـش را روى دوش او نهاد, سپـس فرمـود: اگر ايمان به ستاره ثريا برسد هرآينه مـردانـى از سـرزميـن ايـن مـرد به آن دست خـواهنـد يافت .



:: موضوعات مرتبط: مذهبی
:: ادامه مطلب
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 92/08/19
مشک علی اصغر.jpg

مشک جای خود . . .



کوفیان گفتند :


"دستان عباس به خیمه نرسد


مبادا انگشت خیسش


رفع عطش کند


از شیرخواره ی حسین". . .



السلام علیک یا طفل رضیع الصغیر



:: موضوعات مرتبط: مذهبی
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 92/08/19

دارَد دوبــاره حــال ُ هــَــوا " فـــرق " میکــُـنـد...

کرب و بلا.jpg

ما از تو نداریم بغیر از تو تمنا...

خلوا به کسی ده،که محبت نچشیده..



:: موضوعات مرتبط: مذهبی
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 92/08/12



عيد قربان؛ روز ذبح نفس با تيغ تقوا
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 92/07/23

تصاویر ویژه عید قربان


عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.


صداي پاي عيد مي آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است كه به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است.

... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را - هر چه هست و هر كه هست - بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب كني، من فقط مي توانم " نشاني ها "يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي كند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افكند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا "پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف كني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند، آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي كشاند، و عشق به او، كور و كرت مي كند، ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد.
... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يك چيز هست كه براي به دست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شيء، يا يك حالت، يك وضع، و حتي، يك " نقطه ضعف"!

اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!



:: ادامه مطلب
سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام )
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 92/07/20

هفتم ماه ذی الحجه مصادف است با سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر (( علیه السلام )) ، شهادت این بزرگوار را به تمامی ارادتمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گوییم .
امام باقر علیه السلام :
«إِنَّما یُداقُّ اللّهُ الْعِبادَ فِى الْحِسابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى قَدْرِ ما آتاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِى الدُّنْیا.»:
خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقّت و باریک بینى مى کند.



:: موضوعات مرتبط: مذهبی
:: ادامه مطلب
آقاجان! عاشقانت صبورند...
نویسنده : جامعه القرآن - شعبه حضرت رسول(ص)
تاریخ : 92/07/18

منتظرم!

منتظر دلى از جنس نور،

كسى از قوم خورشيد!

كسى از نژاد نفس هاى گرم!

مردم نيز منتظرند!

و غرق در لحظه هاى انتظار،

نيازشان را از لابه لاى نفس هاى حيران خود بازگو مى كنند..

شقايق ها منتظرند!

منتظر كسى كه به فرهنگ، شبنم ايمان بياورد..

كسى كه آيينه هاى مكدر زمانه را در هم بشكند و اشك هاى ارغوانى را از كوچه هاى پريشانى نجات دهد..

کوچه ها چشم به راهند!

چشم به راه قدم هايى كه زخم هاى بى رحم گمراهى را از چشمان مردم پاك كنند..

كوچه ها منتظر چشمان باران زايى هستند كه با قدم هايش جان مردم را به شبنم اشك ها بشويد..

جاده ها منتظر رهگذرى هستند كه براى هميشه خواهد ماند..

منتظر قدم هايى كه تن مرده كوچه ها را زنده مى كند..

لاله ها منتظرند!

منتظر كسى كه همزاد موج هاى خورشيدى است..

كسى از جنس ابر، پريزاد باران..

عاشقان منتظرند!

عاشقان بى تابند،

بى قرارند، تا هم آواز شيدايى صبح فردا باشند..

آقاجان! عاشقانت صبورند...